مرتضى مطهرى
125
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
عقب هم مىشود ، ولى وقتى « پشت گردن » بگوييم نشان مىدهد كه يكى جلو است و ديگرى واقعاً در پشت او قرار گرفته . اما در فارسى وقتى كه مىگوييم « پشت سر » آن قسمت عقب سر منظور ماست . « ثُمَّ قَفَّيْنا . . . » يعنى پشت سر هم . . . قافيه را كه در شعر قافيه مىگويند براى همين است . مىگويند قافيه و رديف . مثلًا در يك قصيده يا غزل ، آخرهاى ابيات ، رديف يكديگر ، پشت سر يكديگر و مانند يكديگر هستند . مثلًا اگر آخر يك شعر « باز آمد » باشد اين « باز » را « قافيه » مىگويند . بعد ديگرى مىآيد مثلًا « راز » و ديگرى « دمساز » . اينها را - كه پشت سر همديگر قرار مىگيرند - « قافيه » مىگويند . اين هم باز تشبيه به همين است . گويى انسانهايى هستند كه پشت گردن يكديگر قرار گرفتهاند . راه پيامبران يكى بيشتر نيست قرآن مىفرمايد كه ما پيغمبران خود را يك يك پشت سر يكديگر قرار داديم ؛ پيغمبرى بعد از پيغمبرى و پيغمبرى بعد از پيغمبرى براى همين رسالت و مأموريت آمد . جملهء « ثُمَّ قَفَّيْنا عَلى اثارِهِمْ » متضمن اين نكته است كه هر پيغمبر بعدى از همان راه رفته است كه پيغمبران قبلى رفتهاند ؛ يعنى كسى خيال نكند پيغمبران راههاى مختلف دارند ؛ راه يكى بوده ، از نوح تا خاتمالانبياء راه يكى است . اختلافاتى كه در شرايع و قوانين هست - كه اختلافات در فروع است - به شكلى نيست كه راه را دو راه كند . به تعبيرى كه علامهء طباطبائى مىفرمايند شاهراه يكى است ولى راههاى فرعى كه متصل به شاهراه مىشود احياناً اختلاف پيدا مىكند . اين است كه كلمهء « عَلى اثارِهِمْ » را مىفرمايد . آثار جمع « اثر » است و اثر يعنى جاى پا . در قديم [ مسافتها را ] يا پياده مىرفتند يا با مال . جاى پاى انسانها يا جاى پاى حيواناتى كه رفته بودند [ باقى مىماند . ] اساساً همان اثر پاها راه درست مىكرد . غير از اين بود كه حالا بشر در اثر تكامل صنعت ، اول راه را با اصول هندسى مىسازد بعد مىرود . در قديم اول مىرفتند بعد راه ساخته مىشد ؛ يعنى از رفتن ، راه ساخته مىشد . آن شعر معروف مىگويد : اين خطّ راهها كه به صحرا نوشتهاند * يارانِ رفته با قلم پا نوشتهاند سنگ مزارها همه سر بسته نامههاست * كز آخرت به عالم دنيا نوشتهاند غرض اين است كه راه در قديم يعنى آن چيزى كه جاى پاها آن را درست كرده بود